Down in a Hole
.....کار این وکیل ظاهرا خوب بود .یکی دیگه از رفقا که زبانش چندان تعریفی نداشت تحت تاثیر قرار گرفت و برای محکم کاری تصمیم گرفت بره سراغش و خیالش رو راحت کنه .اون 4 ماه قبل از من مدارکش رو به وکیل داد و فایل نامبر اولیه رو گرفت و زمان مصاحبه اش دقیقا دو روز قبل ازمن بود .
البته رشته این دوست کامپیوتر بود و سابقه خوبی هم داشت اما از ترس عدم تسلط بر زبان فرانسه رفت سراغ وکیل و به زور معلم خصوصی تونست مصاحبه رو رد کنه و وقتی برگشت تهران مدارکش رو تکمیل کرد و تقریبا همزمان با من تحویل اقای وکیل داد و با هم منتظر فایل نامبر فدرال از ویزا افیس شدیم.این قضیه مال اکتبر 2008 یعنی حدودای ابان 87 میشه .
تا یادم نرفته بگم این دوستم یه رفیق دیگه به اسم بابک داشت که وکیل نگرفته بود و مصاحبه اش دو هفته قبل از ما بود و به کمک اون تا حد زیادی هیجان و اضطراب قبل از مصاحبه رو از بین بردم و جدا راهکارهای خوبی بهم پیشنهاد داد .
چند هفته ای که از ارسال مدارک گذشت دوستم زنگ زد و گفت نامه فایل نامبر بابک اومده و من هم برم صندوق پستی ام رو چک کنم. گفتم فلانی پس فایل نامبر تو چی ؟ گفت وکیلش گفته "نگران نباش.تو راهه" این جمله ساده رو به این خاطر توی گیومه گذاشتم چون مثل سریال لاست که دیالوگ ها در موقعیتهای مختلف تکرار میشه ،وکیل نامرد رفیق ما هم ازش زیاد در شرایط مختلف استفاده کرد !!
من فردای این تماس رفتم صندوق رو دیدم و نامه فایل نامبر رو برداشتم.البته اون زمان به خودم می گفتم وقتی بابک به من که تازه باهاش آشنا شده بودم این قدر خوب همه چیز رو توضیح داده پس حتما این رفیق چند ساله اش رو بمباران اطلاعاتی کرده در حالیکه اصلا این طور نبود.
تا آخرین روزهای سال 87 این رفیق ما در هول ولای گرفتن فایل نامبرش بود و بعد از تماسهاش با دفتر وکیل معلوم شد آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآقای وکیل از اوایل سال 87 رفته کانادا و کار رو سپرده به دو تا نوچه اش که بویی از احساس مسئولیت نبرده بودن.
عیدی سال 88 برای دوست ما فایل نامبرش بود با این توضیح از نوچه وکیل که "دیدید گفتم نگران نباشید!" رفیق سوپر کول من هم با آرامش هر چه تمامتر شماره رو گرفته وتشکر هم کرده بود!
ولی چهار ماه نگرانی برای یک فایل نامبر ساده تازه شروع داستان بود .
بعد از تعطیلات عید خبر رسید مدیکال بابک اومده و من بهش گفتم که ظاهرا روند ارسال مدیکال ها شروع شده و چند تا دیگه از بچه ها رو که می شناختم مدیکالشون رو گرفتن.وقتی بابک توی اواسط اردیبهشت ویزاش رو هم گرفت و رفیق ما از نوچه وکیل سراغ مدیکال رو گرفت ، جواب شنید: "نگران نباش.تو راهه"!
اعتماد بیجای رفیق ما به این وکیل به اندازه ای بالا بود که تا اوایل سپتامبر تکرار این جمله را از نوچه وکیل قبول می کرد و به خودش زحمت نداد یه ای میل ساده به سفارت بزنه. بابک تو جولای رفته بود مونتریال و ما دوتا اینجا در موقعیت های مختلف منتظر مدیکال.
بالاخره رفیق اوایل سپتامبر یه روز به من زنگ زد و گفت که دیگه از شنیدن این جواب یکنواخت خسته شده و ای میل زده . جواب ای میل یک هفته بعد اومد: جناب آقای .... مدیکال شما روز 22 آوریل برای شما ارسال شده !
وقتی رفیق ما ماجرای ای میل رو به نوچه گفت یه جواب ساده و دندان شکن شنید : "خب میل بزن یکی دیگه برات بفرستن!!"
رفیق چشمش ترسیده بود. مدتی دنبال گرفتن یه صندوق پستی بود تا مثل دفعه قبل مدیکال هاپولی نشه .بعد که صندوق رو گرفت آدرسش رو برای ویزا افیس میل کرد و منتظر موند .
این انتظار یک ماه و نیم طول کشید و دست رفیقمون همچنان خالی بود .میل بعدی هم به ویزا آفیس ارسال شدو جواب اومد :"مدیکال شما مجددا در اواخر سپتامبربه صندوقی که اعلام کردید ارسال شده و باید به دستتون رسیده باشه .چرا در تکمیلش تاخیر دارید؟"
رفیق ما دیگه درمونده شده بود . لحن نامه سفارت یه کم جدی بود .نوچه هم حسابی زیر پاشو خالی کرد و گفت "چون خودتون شخصا صندوق گرفتیدو از طریق ما عمل نکردید ، در این زمینه کمکی به شما نمی تونیم بکنیم.راستی لطفا این قسط اخر تون رو هم توی این ماه پرداخت کنید!!"
چند روز بعد ازاین جواب منطقی!؟ دوستم زنگ زد. دیدم داره راه می افته بره دمشق مدیکال بگیره! یعنی این اقای نوچه چند میلیون پول گرفته بود اما حاضر نشده بود به این رفیق ما بگه می تونه با دی اچ ال یا آرامکس چند روزه مدیکالش رو پیک آپ کنه ولی یادش بود که قسط آخرش رو نقد کنه !! این یعنی چی ؟
حسابش رو بکنید من خودم از بابت تعویق ارسال مدیکال خون خونم رو می خورد بعد هر چند وقت یک بار باید فصل تازه ای توی این ماجرا رو هم می شنیدم.
اما آخر ماجرا خوشبختانه به سرعت طی شد.چند روز بعد از مکالمه آخر مدیکال اومد و معاینه اش هم انجام شد وچشمش هم با کمک آرامکس روز 11 ژانویه به جمال ویزا روشن شد هر چند که در این فاصله نوچه دو بار دیگه هم سراغ پولش رو گرفته بود و از بدقولی رفیق ما شاکی شده بود!